X
تبلیغات
نماشا
رایتل
یکشنبه 22 دی‌ماه سال 1387 @ 01:03 ق.ظ

سوده در برخورد با معاویه

سوده در برخورد با معاویه

سوده از زنان بزرگ عرب، همان کس که لشکریان على(ع) را در صفین علیه معاویه شوراند و در یک روز جنگ روزگار او را سیاه کرده بود. بعدها به نزد معاویه رفت و از بسر فرمانده اعزامى معاویه شکایت کرد که او مردان ما را کشته و اموال ما را غارت کرده است به داد ما برس و گرنه تو را ناسپاسى کنیم...

معاویه که منتظر دستیابى به سوده بود به هنگامى که او را در حضور خود دید، حس انتقامش تحریک شده و تصمیم به قتل او گرفت. سوده بالبداهه این شعر را در رثاى على(ع) در کنار معاویه خواند:

صل الله على جسم تضمنها قبر
فاصبح فیه العدل مدفونا
قد حالف الحق لایبغى به بدلا
فصار بالحق و الایمان مقرونا

(پروردگارا بر آن وجودى درود فرست که قبر او را در بر گرفت‏و پس از مرگش دریافتیم که عدالت مجسم در قبر مدفون شد.

او با حق هم پیمان شده بود و جانشینى براى او نپذیرفت‏و او همه گاه همدم حق و ایمان بود.)

معاویه پرسید این شعر درباره کیست؟ گفت درباره مولایم على(ع). و درباره علت آن گفته بود روزى از عامل على(ع) به نزد او شکایت بردیم. على در حال نماز بود و مى‏خواست تکبیر بگوید چون مرا دید با مهربانى پرسید: حاجتى دارى؟ گفتم: آرى، عامل صدقات تو از عدالت بیرون رفت، سخن مرا شنید و گریست ـ رو به آسمان کرد که خدایا من این عامل را نفرستادم که ستم کند. آنگاه فرمان عزلش را داد... و امروز شکایت به تو بردیم و تو چنین مى‏کنى . معاویه لحظه‏اى به فکر فرو رفت و فرمان آزادیش را داد. سوده گفت من براى خودم نیامدم که تو امروز مرا آزاد کنى ـ مسأله عامل تو چه مى‏شود؟ و معاویه درباره عامل خود هم دستوراتى داد و سوده را راضى کرد. و بعد گفت: آرى، ابالحسن این چنین بود.

Check PageRank