X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1388 @ 12:28 ق.ظ

(29) ابوطالب صبر کن

شب جمعه سیزدهم ماه رجب سال سى ام از عام الفیل بود. ثلثى از شب گذشته بود که درد حمل بر فاطمه بنت اسد عارض شد حضرت ابوطالب به او گفت: ناراحت به نظر مى آیى ؟ فاطمه گفت : احساس درد و ناراحتى دارم . حضرت آن اسمى را که در ذکر آن از گرفتاریها نجات مى یافت را بر زبان آورد و فاطمه نیز بواسطه گفتن آن ذکر آرام یافت.
سپس به او گفت : من مى روم عده اى از زنان آشنایت را بیاورم تا در این موقع شب تو را در ولادت فرزندت یارى دهند.فاطمه گفت : هر طور صلاح مى دانى عمل کن .ناگهان صدایى از گوشه خانه شنیده شد که گفت :

 اى ابوطالب ، صبر کن ! چرا که ولى خدا را دست نجس نباید لمس کند.

Check PageRank