حضرت علی علیه السلام

{هر گونه کپی برداری از این وبلاگ مجاز است}

حضرت علی علیه السلام

{هر گونه کپی برداری از این وبلاگ مجاز است}

چرا پیامبر اسلام خلافت حضرت على(ع) را به صورت مکتوب بیان نکردند؟

سؤال :چرا پیامبر اسلام خلافت حضرت على(ع) را به صورت مکتوب بیان نکردند؟

جواب:

  پیامبر اسلام هیچ وقت در طول عمر شریف خود چیزى را ننوشتند و به قول قرآن، امى و مکتب نرفته بودند و نامه‏هایى که ایشان به پادشاهان و غیره مى‏نوشتند خط خود رسول خدا نبود، بلکه حضرت املاء مى‏فرمودند و کاتب ایشان که حضرت على(ع) بود مى‏نوشتند. سپس رسول خدا نوشته را مهر مى‏زدند و بر فرض هم که حضرت داراى خط مى‏بودند، مگر یک برگ نوشته ارزش و اعتبارش از تجمع کثیر یکصدهزار نفرى غدیرخم بیشتر است؟

   نسبت به چنین نوشته‏اى ده‏ها شبهه و تردید و اشکال و تهمت جعلى بودن مى‏توان وارد کرد که هیچ یک در سخنرانى صریح روز غدیر قابل ورود نمى‏باشند. مخصوصاً این که بعد از آن سخنرانى و نصب خاص حضرت به مردم دستور داد به حضرت على(ع) تبریک گویند و به او به نحو سلام بر امیرمؤمنان سلام نمایند (السلام علیک یا امیرالمؤمنین) مردمى که به این حادثه صریح و عظیم وقعى ننهند به یک برگ نوشته هم عمل نخواهند کرد واگر سؤال شود چرا پیامبر در آخر عمر شریفشان فرمودند قلم و دوات بیاورید تا چیزى برایتان بنویسم تا هرگز گمراه نشوید صرف اتمام حجت با مردم و قدرت‏طلبان بود به همین دلیل پیامبر بعد از جمله توهین‏آمیز آن شخص(عمر) دیگر اصرارى بر آوردن قلم و دوات و نوشتن نفرمودند زیرا کسانى که تا این اندازه از پذیرفتن ولایت حضرت امیر(ع) استنکاف داشتند روشن شد که نوشته هم اثرى نخواهد کرد و خواهندگفت پیامبر در طول عمر خود خط ننوشتند (بنا بر مصالح مختلف و متعدد) و این خط جعلى است و از خود ایشان نیست. علاوه این که مصلحت‏هاى عدم کتابت ایشان از بین مى‏رفت و اگر هم مثل گذشته املاء مى‏کردند و حضرت على مى‏نوشتند گفته مى‏شد این مسأله چون به نفع نویسنده است نظر خود او است و اعتبارى ندارد و اگر هم به شخص ثالثى مى‏دادند که بنویسد گفته مى‏شد کاتب همیشگى پیامبر، على بود و کتابت از هر شخص دیگر مردود است و... .

خطبه غدیریه امام على(ع)

خطبه غدیریه امام على(ع)

اشارت

ممکن است افراد بسیارى در طول تاریخ از حادثه غدیر و اهمیت آن سخن گفته و از آن تعاریفى ارائه داده باشند، اما هیچ یک از این سخنان نمى توانند بیانگر عظمت و شکوه غدیر باشد، زیرا تنها کسانى مى توانندتعریف جامع از وقایع و حوادث عرضه نمایند که خود پدید آورنده آن باشند. تنها زیبنده خدا، پیامبر(ص) و على(ع) است که غدیر را به بهترین شکل معرفى نمایند.
پیامبر به دستور خداوند سبحان حادثه غدیر را در میان دو نزول قرآنى قرارداد: ابتدا فرمود: یاایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک، و افزود: وان لم تفعل فما بلغت رسالته(مائده،67) و پس از معرفى على(ع) به وسیله پیامبر(ع) با جمله من کنت مولاه فهذا على مولاه، خدا نیز فرمود: الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتى ورضیت لکم الاسلام دیناً(مائده،3)؛ یعنى واقعه غدیر، اکمال دین، اتمام نعمت و موجب رضایت و خوشنودى خداست و روز غدیر ظرف زمانى این ارزشها معرفى کرد.
على(ع) نیز در خطبه عید غدیر خود که خوب است آن را خطبه غدیریه بنامیم به تفسیر و تحلیل این رویداد عظیم تاریخ پرداخت. معرفى این خطبه که در گوشه و کنار برخى از کتابهاى ادعیه و روایت در غربت به سر مى برد و بررسى سند و کتابشناسى آن و شرح پاره هایى از آن، موضوع این جستار است.

.............

ادامه مطلب ...

چرا اهل سنت حضرت علی ( ع ) را به عنوان وصی ....

سؤال :چرا اهل سنت حضرت علی ( ع ) را به عنوان وصی بعد از پیامبر(ص) قبول ندارند؟ لطفا کتابهایی در این زمینه معرفی نمایید؟

جواب:

  درباره حقانیت شیعه ، در طول تاریخ صدها جلد کتاب پر حجم و عمیق توسط عالمان و فرزانگان نگاشته شده که در غالب آنها استناد به معتبرترین منابع اهل سنت شده و هیچ جای گریزی برای مخالفین باقی نگذاشته است . برای روشن شدن این مطلب باید ابتدا توجه کرد که اساسی ترین رکن اختلاف بین شیعه و دیگر مسلمانان چیست ؟ آنچه در این باره می توان گفت این است که : شیعه معتقد است پیامبر ( ص ) به امر الهی برای رهبری دینی و اجتماعی امت افراد معصوم و شایسته ای رانصب و معرفی نموده اند که اولین آنها حضرت علی ( ع ) می باشد .بنابراین رهبر و پیشوای حقیقی امت پس از پیامبر ( ص ) ، امامان اهل بیت ( ع ) می باشند .تنها یکی از ده ها دلیل متقن و معتبر شیعه در این باره حادثه غدیرخم در حجه الوداع است . در رابطه با مساله حجه الوداع و غدیر خم ، عین واقعه را به نقل از ترجمه الغدیر ( ج 1، ص 29 - 37 ) تقدیم می داریم . لازم است بدانید که این واقعه و خطبه پیامبر اکرم ( ص ) در آن ، مورد اجماع واتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه ای در نصوص دینی وادبیات و اشعار مسلمانان - اعم از عرب و غیر عرب - دارد .در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است واحدی را یارای تردید در آن نیست . در میان صحابه پیامبر ( ص ) 110 نفر و ازتابعین 89 نفر آن را نقل کرده اند و طبقات راوی آن ، به 360 نفر رسیده است . شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آورده اند ؛ از جمله : در قرن اول : امیرالمومنین ( ع) ، حسان بن ثابت انصاری ، قیس بن سعد بن عباده انصاری ، عمر و بن عاص بن وایل ، محمد بن عبدالله حمیری . در قرن دوم : کمیت بن زیاد، سید اسماعیل بن محمد حمیری ، شعیان بن مصعب کوفی . در قرن سوم : ابو تمام حبیب بن اوس طایی ، دعبل بن علی بن رزین الخزاعی و درقرون بعد ده ها نفر دیگر .از اهمیت این واقعه ، همان بس که علامه امینی یازده جلد کتاب ارزشمند  ( ( الغدیر ) ) را درباره ً این حادثه به نگارش درآورده است .

 اکنون این سوال رخ می نماید که اگر این واقعه در میان همه مسلمین ،اجماعی و مورد اتفاق است ، پس اختلاف در چیست ؟

 اساس اختلاف بر سرهمان ماهیت و دلالت این واقعه است :

...............................................

ادامه مطلب ...

مصحف امام علی(ع)چیست؟

مصحف امام علی(ع)چیست؟

درباره تاریخچه مصحف امام علی(ع)(قرآنی که توسط علی (ع) جمع‌آوری گردیده است) توضیحاتی دهید؟

 جواب:

اولین مصحف بعد از ارتحال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصحفی است که بوسیله امام علی علیه السلام جمع‌آوری شده است. این مصحف از نظر تعداد سوره‌ها و آیات هیچگونه تفاوتی با قرآن کنونی ندارد فقط در آن مصحف، ترتیب دقیق آیات و سور طبق نزول آنها رعایت شده است.

 روایتی از امیرالمؤمنین (ع) در این باره هست که می‌فرماید:

آیه‌ای بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نشد مگر آن که بر من خوانده و املاء فرمود و من آن را با خط خود نوشتم و نیز تفسیر و تأویل، ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه هر آیه را به من آموخت و مرا دعا فرمود تا خداوند فهم و حفظ به من مرحمت فرماید، از آن روز تاکنون هیچ آیه‌ای را فراموش نکرده و هیچ دانش و شناختی را که به من آموخته و نوشته‌ام از دست نداده‌ام.

طبق نقل تاریخ، موقعی که علی علیه السلام بی مهری مردم را دید، در خانه نشست و تا جمع‌آوری قرآن از خانه بیرون نیامد، و بعد از جمع‌آوری، آن را به جمعی از صحابه که ابوبکر نیز یکی از آنان بود عرضه کرد و فرمود: تمام آنچه بر پیامبر نازل شده جمع‌آورده‌ام مبادا فردا بگویید از آن غافل بوده‌ایم. آن گاه یکی از سران گروه برخاست و با مشاهده آن مصحف گفت ما را به این نیازی نیست و آنچه نزد ما هست ما را کفایت می‌کند. علی علیه السلام فرمود: دیگر هرگز آن را نخواهید دید. آن گاه داخل خانه خود شد و کسی از آن پس آن مصحف را ندید. بعدها در زمان توحید مصاحف (دوران عثمان) بعضی از صحابه سراغ مصحف امام رفتند که امام به عللی از جمله حفظ وحدت و استواری قرآن از ارائه آن خودداری فرمودند.

برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتاب "پژوهشی در تاریخ قرآن" سید محمد باقر حجتی، ص385 394

سؤال :لیلة المبیت چیست؟

 سؤال :لیلة المبیت چیست؟ چه واقعه‏اى در آن شب به وقوع پیوست؟

جواب :

  به شب اول ماه ربیع‏الاول سال سیزدهم بعثت که حضرت على(ع) جاى پیامبر اکرم(ص) خوابید، «لیلة المبیت» مى‏گویند.

  
خلاصه آن واقعه از این قرار است که در سال سیزدهم بعثت سران قریش در یک شوراى عمومى تصمیم گرفتند که نداى توحید را با زندانى کردن پیامبر یا کشتن و یا تبعید او خاموش سازند، چنان‏که قرآن کریم مى‏فرماید:
«
وَ إذ یَمکُرُ بِکَ الذیِنَ کَفَرُوا لِیُثبِتوکَ اَوْ یَقتُلوکَ أَو یُخْرِجُوکَ وَ یَمکُروُنَ وَ یَمکُرُ اللَّهَ وَ اللَّهُ خَیرُ المَاکِرینَ»؛ سوره انفال، آیه 30، ر.ک: تفسیر قرطبى، ج 7، ص 397، (داراحیاءالتراث العربى، بیروت). به خاطر بیاور هنگامى را که کافران نقشه مى‏کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا به قتل برسانند و یا از مکه خارج سازند. آنها چاره مى‏اندیشیدند و نقشه مى‏کشیدند، و خداوند هم تدبیر مى‏کرد؛ و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است. سرانجام سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله، فردى انتخاب شود تا افراد منتخب در نیمه شب یک باره بر خانه حضرت هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق هم از تبلیغات او آسوده شوند و هم خون او در میان قبایل عرب پخش شود تا خاندان هاشم نتوانند با آنها به مبارزه برخیزند. فرشته وحى، پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و به آن حضرت دستور داد تا از مکه به عزم مدینه خارج شود. پیامبر اکرم(ص) حضرت على(ع) را از این نقشه آگاه کرد و به او فرمود: «امشب در خوابگاه من بخواب و رواندازِ سبزِ مرا به خود بپیچ تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه و در بستر آرمیده‏ام و مرا تعقیب نکند». آن گاه پیامبر مخفیانه به سمت غار ثور حرکت کرد و از خداوند درخواست نمود تا دشمن را از دست‏یابى به او گمراه کند و آنان نتوانند او را پیدا کنند.... .ر.ک: فروغ ولایت، استاد جعفر سبحانى، ص 45-57، بخش دوم از فصل سوم، مؤسسه امام صادق، 1374ش.

  
در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که على(ع) این کار را انجام داد و خداوند به خاطر این کار به فرشتگان مباهات نمود و موقعى که پیامبر به سوى مدینه در حرکت بود، این آیه را در شأن حضرت على(ع) نازل فرمود: «وَ مِنَ النّاسِ مَن یشرى نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللَّه و اللَّهُ رَئوف بالعباد»؛ ر.ک: احیاءالعلوم، الغزالى، ج 3، ص 378، (دارالهادى بیروت)؛ تذکرة الخواص، ابن الجوزى، ص 35، (مکتبة النینوى الحدیثه، تهران)؛ شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 123، ش 4، (مجمع احیاء الثقافة اسلامیه)؛ الغدیر، علامه امینى، ج 2، ص 49 - 47، (دارالکتاب العربى، بیروت، 1398 ه ق). بعضى از مردم - با ایمان همچون على(ع) به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر - جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. از این رخداد بى‏نظیر مى‏توان به نتایج ذیل پى برد: درجه ایثار فوق العاده امام على(ع)؛ تبعیت محض ایشان نسبت به فرمان الهى و نبوى(ص)؛ عشق و علاقه غیر قابل توصیف آن بزرگوار نسبت به رهبر و مقتداى خود؛ و این نکته که در مواقعى که اصل و اساس اسلام در خطر قرار مى‏گیرد مى‏باید بهترین شخصیت‏ها، حتى وجود مقدس على بن ابى‏طالب(ع) فدا گردد. نظیر آن را در ماجراى شهادت امام حسین(ع) براى حفظ اسلام مى‏توان دید.

سؤال:آیا حضرت علی (ع) یک الگو و مثال خوبی برای انسانهاست؟

 
سؤال:آیا حضرت علی (ع) یک الگو و مثال خوبی برای انسانهاست؟
جواب:
حضرت علی (ع) نه تنها مثال خوب است بلکه عالیترین انسان و برترین الگو در جهان بشر بعد از رسول خدا است. سخنان رسول خدا (ص) دلیل روشنی بر همین ادعا است:
فرمود: "ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له فاطیعوا "برادر و وصی و جانشین من در میان شماست به اوامر او گوش و اطاعتش نمائید[1].
«انا مدینة العلم و علی بابها.»[2]
یعنی من شهر علم هستم، "هر کس بخواهد به مدینه کسب علم و فضیلت و سعادت دنیا و آخرت وارد گردد باید از" در آن که حضرت علی (ع) است وارد گردد." از طریق غیر علی کسی به سعادت محمدی (ع) راه نمی یابد.
و خداوند متعال به این سخنان نورانی رسول خدا اکتفا نکرده و آیه ای را به عنوان دستور تعیین امامت حضرت علی (ع) و نصب او از طرف خود بیان فرموده است. آنهم در پایان آخرین حج رسولخدا (ص): «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الظالمین»
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا «به مردم» برسان، و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند ترا از «خطرات احتمالی» مردم نگاه می دارد. خدا جمعیت کافران «لجوج» را هدایت نمی کند[3].
این آیه شریفه که بهترین و روشنترین دلیل بر نصب امامت حضرت علی (ع) بعد از رسول خدا (ص) است دلیل روشنی هم بر برترین اسوه بودن آن حضرت بعد از رسول خدا (ص) است. زیرا اگر کسی از او لایقتر برای جانشینی حضرت بود بر خدای حکیم لازم بود که او را معرفی نماید.
 

پی نوشتها:
[1] کامل ابن اثیر، حوادث سال سوم بعثت- فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام (ص)/103.
[2] صحیح ترمذی، ج 5، ص 621.
[3] مائده، آیه 67- ترجمه آیت الله مکارم
.

واقعه غدیر، اوج ابلاغ ولایت

واقعه غدیر، اوج ابلاغ ولایت

مرکز تحقیقات دارالحدیث

کتاب«الأمام على ّفى الکتاب والسنّة» مجموعه اى است مشتمل بر سیره و زندگانى على(ع)، از ولادت تا شهادت، بر اساس نصوص روایى و تاریخى فریقین. این مجموعه، مدخلهایى دارد که غالباً گزارشهایى تحلیلى از نصوص موجود در کتاب است.
آنچه در این مقاله آمده است، بخشى از مدخل تحلیلى فصل«امامت» کتاب است. از این رو متن روایتهاى مختلف نیامده و به گزارش محتوایى آنها بسنده شده است.

علوم حدیث

اسلام، خاتم ادیان، و رسول اللّه(ص) خاتم پیامبران و قرآن، فرجام بخش کتابهاى آسمانى است. بدین سان اسلام زمانشمول است و جهانشمول و پیامبر(ص) ابلاغ کننده دینى است که رنگ ابدیت دارد و زمان، طومار حیات او را درهم نمى پیچد. این از یکسو. از سوى دیگر ناموس خلقت چنین است که رسول اللّه(ص) چونان دیگر انسانها حیات ظاهرى محدودى دارد و بنا بر سخن صریح قرآن او نیز طعم مرگ را خواهد چشید،چنانچه دیگران: «انک میّت و انّهم میّتون» (زمر،30).
پیامبر(ص) رسالت ابلاغ آموزه هاى دین را بر عهده دارد، بدان گونه که رهبرى و زعامت جامعه را نیز. به دیگر سخن رسول اللّه(ص) مرجع فکرى مردم و نیز زعیم و پیشواى سیاسى آنهاست. بر این اساس، پرسش جدّى و مهمى ـ که هرگز نمى توان از کنار آن بسادگى گذشت و در درازناى تاریخ دلمشغولى مهم متفکّران اسلامى نیز بوده است ـ این است که این زعیم بزرگ الهى و مرجع باشکوه خدایى که آیینش را زمانشمول اعلام کرده است، براى آینده آیین و مکتبش چه کرده است؟ آیا آینده اى مشخص را رقم زده است و یا به هیچ روى براى آینده طرحى نیفکنده و کار را یکسره به مردم وانهاده است و یا …؟
عالمان، محدثان، متکلمان و متفکران اسلامى در این باره بسیار حکم زده اند و تئوریهاى گونه گونى پرداخته اند، و بواقع کوشیده اند آنچه را در تاریخ اسلام واقع شده است به گونه اى، استوار بدارند و براى آن، مبنا و یا مبانى یى بسازند، امّا حقیقت چیست؟ در نگریستن دقیق به موضوع نشان خواهد داد که چگونگى موضع رسول اللّه(ص) از سه حال خارج نیست:

.........

ادامه مطلب ...

غدیر از گلوى شقایق

غدیر از گلوى شقایق

با اینکه بیشتر مسلمانان صحت‏حدیث غدیر و اعلام ولایت امیرمؤمنان على - علیه السلام - را پذیرفته‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنین مى‏پرسند: اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان - علیه السلام - براى اثبات حقانیت‏خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏دهنده این حقیقت است که یا واقعه‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت‏حضرت دلالت نداشته است.

در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم که در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد; علاوه بر این، این ادعا که امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت‏خود به حدیث غدیر استناد نکرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوینده آن است.

بررسى اجمالى کتابهاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد که حضرت على(ع) بیش از22 بار پیرامون غدیر و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند این موارد در حوصله این مقاله نمى‏گنجد و نیازمند رصت‏بیشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقیه موارد تنها به ذکر منابع بسنده مى‏کنیم............

ادامه مطلب ...

غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدیر از اساسى‏ترین برنامه‏هاى پیامبر خدا(ص) براى دوام و عزت و شکوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجة‏الوداع آخرین رسالت‏خویش را انجام داد. زیرا خدایش فرموده بود:

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدى القوم الکافرین.

اى پیامبر، آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى; خداوند تو را از گزند مردم نگه مى‏دارد. خداوند گروه کافران را هدایت نمى‏کند.

در پى اجراى اوامر پروردگار و معرفى وصى و جانشین خود على‏بن‏ابى‏طالب(ع) آیه اکمال دین: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا; امروز دین شما را کامل کردم و نعمت‏خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏» نازل  و روز غدیر جشن ولایت و وصایت‏شد.

اهل بیت پیامبر و امامان بر حق شیعه، که نگاهبان اسلام حقیقى بودند و سعى داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتى بهره بردند تا غدیر را زنده بدارند و آن خاطره گرامى و به یاد ماندنى را مطرح کنند; زیرا در تابش آفتاب غدیر اهداف والاى پیامبر جامه عمل مى‏پوشد و براى فتنه‏انگیزى کج‏اندیشان فرصت‏باقى نماند.

نگاهى گذرا به سیره فاطمه و امیرمؤمنان - علیهما السلام - و دیگر امامان راستین شیعه ما را با اهمیت واقعه غدیر و نقش عظیم و سرنوشت‏ساز آن هدایت و نیکبختى بشر آشنا مى‏سازد. ..........

ادامه مطلب ...

قرآن و رویداد غدیر

قرآن و رویداد غدیر

در رویداد «غدیر» گذشته بر آیه «تبلیغ» یعنى آیه: «یا اَیّها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک» دو آیه دیگر نازل شده و به حادثه رنگ ابدى و جاودانى بخشیده است این دو آیه عبارتنداز:

1- آیه اکمال دین .

2- آیه سؤال عذاب.

اینک پیرامون هر دو آیه به بحث و گفتگو مى‏پردازیم :

«الیوم بئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دیناً»

«امروز کافران از (نابودى) دین شما نومید شدند از آنان مترسید و از من بترسید، امروز دین شما را تکمیل کردم و نعمت خود را به پایان رسانیدم و اسلام را به (عنوان) دین، براى شما برگزیدم».

دقت در مضمون آیه اکمال دین، مى‏رساند که روز نزول آیه حادثه بسیار مهمى رخ داد، که مایه نومیدى دشمنان از پیروزى براسلام و موجب کمال دین و به پایان رسیدن نعمتهاى معنوى خدا شده است اکنون باید دید چه روزى مى‏تواند حامل چنین نویدهائى باشد، و با این خصوصیات و نشانه‏ها خود را در عرصه تاریخ نشان دهد؟

1- آیا روز فتح مکه مى‏تواند داراى چنین خصوصیاتى باشد؟ به طور مسلم نه، زیرا در آن روز پیمانهاى مسلمانان با مشرکان به قوت خود باقى بود و هنوز مراسم حج بسان عصر جاهلى برگزار مى‏شد،و قسمتى از احکام اسلام پس از آن فرود آمده است از این جهت نه یأسى برکافران منطقه مستولى شده بود ونه آئین به معنى بیان فروع و نه به معنى تحکیم پایه‏هاى آن، تکمیل گردیده بود.

2- آیا روز اعلام بیزارى از مشرکان مى‏تواند مظهر چنین روزى باشد، به تصور اینکه یأس و نومیدى در چنین روزى بر مشرکان مستولى گردید؟ باز مى‏گوئیم نه، زیرا بیان دین به معنى احکام در آن روز پایان نیافته بود به گواه اینکه قسمتى از «حدود» و «قصاص» و احکام مربوط به «کلاله» پس از اعلام بیزارى نازل گردیده است. بنابراین تنها مسأله یأس نشانه آن روز نیست، بلکه یأس توأم با تکمیل آئین؛ و هرگز در روز اعلام بیزارى این دو نوید، به صورت توأم، در آن روز تحقق نپذیرفته بود.

اکنون باید دید روزى که حامل این نوید گرانبها بود چه روزى بوده است؟!

ادامه مطلب ...