X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388 @ 03:24 ب.ظ

(25) لرزه در مکه

از آن شبى که وجود مبارک امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در رحم مادر قرار گرفت تا چند روز زمین به لرزه درآمد بطورى که قریش بشدت از آن زمین لرزه نگران شدند و به وحشت افتادند و به یکدیگر گفتند:خدایان بت هاى خود را بر فراز کوه ابوقبیس ببرید تا از آنها بخواهیم این زلزله را برطرف کنند و این مسئله را دفع نمایند.وقتى آنها بهمراه بت ها برفراز کوه جمع شدند لرزش آن بیشتر شد بطورى که صخره ها و تخته سنگها را به حرکت درآورد و آنها را متلاشى ساخت و بتها به صورت روى زمین افتادند. آنها وقتى این منظره را دیدند گفتند: ما در مقابل این امر عظیم طاقت نداریم ! اینجا بود که حضرت ابوطالب (علیه السلام ) بر فراز کوه آمد و در حالى که به اضطراب مردم اهمیتى نمى داد فرمود: اى مردم خداوند تبارک و تعالى امشب حادثه جدیدى در جهان هستى ایجاد کرده و مخلوقى را خلق کرده که اگر او را اطاعت نکنید و به ولایت او اقرار ننمایید و به امامتش گواه نباشید، این لرزه و زلزله آرام نمى گیرد و آنقدر ادامه پیدا مى کند که در سرزمین تهامه براى شما مسکنى باقى نماند.مردم گفتند: اى ابوطالب ، هر چه تو بگویى مى پذیرم حضرت ابوطالب (علیه السلام ) گریه کرد و دستهاى خود را به سوى خداوند بلند کرد و عرضه داشت : الهى و سیدى اسالک بالمحمدیة المحمودة و بالعلویة العالیه و بالفاطمیة البیضاء و الا تفضلت على تهامه بالرافة و الرحمة

 با دعاى حضرت ابوطالب (علیه السلام ) زلزله آرام گرفت و مردم این دعا را بخاطر خود سپردند و نوشتند و در همان زمان جاهلیت آن دعا را در گرفتاریهاى خود مى خواندند در حالى که معانى و حقیقت آن را نمى دانستند.

Check PageRank